به گزارش مفدابهشتی- ابراهیم(ع) بیسبب خلیل الله نشد. اگر خداوند ابراهیم(ع) را دوست ویژهی خود خواند، به سبب خلوص در بندگی بود که خاص شد. از آن رو که همیشه مطیع فرمان الاهی بود. ابراهیم سه بار خواب دید که باید به روایتی اسماعیل و به روایتی اسحاقاش را قربانی کند. مگر میشود جوانش را قربانی کند؟ آن هم بعد از این همه سال بیفرزندی! باید دید که او این بار هم از امتحان خداوند سربلند بیرون میآید؟! در انداختنش به آتش که به باد صبا و فرشته آب گفت: «من از هیچ کس یاری نمیخواهم. اگر خدا دوست دارد مرا در آتش ببیند پس همان خوب است.»
اما این امتحانی عظیم است. خدا با امتحان عشق محک میزند بندهاش را، که آیا بهراستی خلیل اوست یا رفیق پسرش؟ چه امتحانی! به پسرش گفت. پدر و پسر ریسمانها را برداشتند و زدند به بیابان.
آنچه در میعادگاه ابراهیم و پروردگار رخ داد، جز نشانی از تسلیم ابراهیم (ع) و اوج دلدادگیِ او به فرمان دوست یکتایش نبود. چنین ایثاری، در نزد دوست بیپاداش نماند، و جبریئیل با گوسفندی نزد ابراهیم (ع) آمد که «ای ابراهیم، خداوند از تو قربانی را پذیرفت. پس این گوسفند را به جای پسرت قربانی کن!»
«وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ.» (ما قربانی بزرگی را فدای او ساختیم.) «آیه ۱۰۷ سورهی صافات»
ابراهیم(ع) میزان عشق و عبودیت خود را به خدا نشان داد و آن روز را خداوند برای برای بندگانش عید برشمرد. در ین روز حاجی در قربانگاه قربانی میکند و البته آن قربانی نماد گذشتن از هوای نفس است.
همتی مردانه میخواهم که اسمعیلوار
بر خلیل خویشتن امروز جان سازم نثار
عید قربان است و من قربان آن عیدی که هست
کوی او دایم بهشت و روی او دایم بهار
انتهای خبر
کد خبرنگار: 110217
ارسال نظر